⭕️ شوهر زشت و پول دار
دعا گویمت یک به یک مو به مو
نصیبت شود شوهری زشت رو
شکم گنده، پر پول و خوانش عسل
ولی ژنده پوش و خودش هم کچل
چنین شوهری باشد عین بهشت
شنیدم ندزدند شویان زشت
چه خواهم که طناز و بد خو بود
شود زشت و پولش به پارو بود
مزلف نخواهیم و خوش تیپ و شنگ
شود چاق پر پول و جیبش قشنگ
سبیلو و ابرو کج و اخمناک
طلا چون خرد، زشت باشد چه باک؟
شوم بد دل و دردمند و پلاس
گر او خوش زبان، خوشگل و خوش لباس.
چه اشکال دارد کلان سالی اش
شب و روز در بند حمالی اش؟
به من چه اگر صورتش خوب نیست
چه به! پیش محبوبه محبوب نیست.
دماغش اگر چکشی بود، بود
لب و گوش وی خرگشی بود، بود.
چه در سور و سوگ و چه در کوی و خان
من آسوده از چشم هیز زنان
نه در خانه بگذارمش بی زوال
نه در شهر گردانمش بی خیال
همه فکر و ذکرم به پیشش بود
مبادا که معشوقه پیشش بود!
✍محمود_علی_اصغری
آوردهاند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جایِ زنان رسیده، و با وجود جِهاز و نعمت کسی در مُناکِحت او رغبت نمینمود.
زشت باشد دَبِیقی و دیبا
که بود بر عروسِ نازیبا
فیالجمله، به حکم ضرورت عَقْدِ نِکاحش با ضَرِیری ببستند.
آوردهاند که حکیمی در آن تاریخ از سَرِنْدیب آمده بود که دیدهٔ نابینا روشن همیکرد.
فقیه را گفتند: داماد را چرا عِلاج نکنی؟
گفت: ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد؛
شویِ زنِ زشتروی، نابینا بِه
گلستان سعدی، باب دوم، در اخلاق درویشان
#این_به_اون_در
برچسب:
نویسنده: باربد طباطبایی