خرید بک لینک

⭕️ «از اندیشه تا اثر»
بخش نخست
اندیشه فقط محصول ازدواج حواس پنجگانه با طبیعت نیست، چون جانوران هم همین خصوصیت ها را دارند اما از آن اندیشگی که ما می گوییم تهی هستند. پس اندیشیدن گامی فراتر از ادراک حسی است.
اتفاقی که پس از ادراک با حواس پنجگانه می افتد و منحصر به مغز انسان است از این قرارند:
الف). پندار، تصور، وهم
ب). تحلیل، سنجش، داوری
پ). ساخت و تخیل
پندار: مجموعه اوهام و تصورات است. افسانه های شاه پریان محصول پندار و اوهام است.
تحلیل و سنجش: مجموعه ارزیابی ها، تفسیر ها و قضاوت هاست. دانش نقد هنر شامل از نقد آثار هنری فرزند همین بخش از اندیشه است.
ساخت، ساخت اما دو بعد است:
۱- ساخت سابژه و انتزاعی که دو بعدی است.
۲- ساخت ابژکتیو و سه بعدی
ساخت دو بعدی مغز به تولید هنر می انجامد. بعد نخست آن در ذهن و بعد دوم روی کاغذ.
از ساخت سه بعدی مغز دانش علوم پایه و فناوری پیاده می شود.
بعد اول در مغز، بعد دوم روی کاغذ و بعد سوم همان بعد فیزیکی بیرون کاغذ است.
آدمی با حواس خود پیرامونش را درک می کند و در چرخه این درک، نخستین نطفه های اندیشه در ذهن شکل می گیرد. در حقیقت جنین اندیشه همان پندار، داوری و ساخت است.
چنانچه ذهن را به دستگاه گیرنده ای مانند کنیم و حواس پنجگانه را پنج ورودی این گیرنده بپنداریم به سرچشمه های فرایند شکل گیری عمل اندیشیدن در ذهن انسان خواهی رسید؛ اینجا «خورآسان» اندیشه یا مشرق اندیشیدار انسان است.
داخل این گیرنده چه خبر است؟ چه نهادهایی ساز و کار اندیشیدن را بر عهده دارند؟
نخستین دایره یا دفتر کار، از آنِ «درک و دریافت» است. درک و دریافت همانی است که به نام احساس می شناسیم. صور و مصادیق، یعنی تصویرها، صداها، فرازها و نشیب ها، زبری ها و لطافت ها، سرما و گرما از راه پنج ورودی یاد شده دریافت گشته، وارد مغز می شوند. هر کدام از داده های حسی پس از طبقه بندی داده های «روشن» و داده های «تاریک»، در بخش خاطره نهاده می شود.
مغز مسئول اصلی حفظ بقای انسان است. منظور ما از داده های روشن آنهایی که سودمند برای بقاست و داده های تاریک هم گزند رسان بقای انسان اند.
برای مثال مغز در حس سرمای شدید آن را خطری برای بقا می بیند و در خاطره یا حافظه ذخیره می کند تا مِن بعد از موارد مشابه بگریزد.
از این پس به بخش دوم این گیرنده یعنی محصول برخورد مجموعه ای از حواس یا یکی از آنها با جهان خارج است.
برونداد این فرایندیا خروجی های این دستگاه گیرنده، عبارت اند از:
گفتار، حرکت، نوشتار و ساخت و تولید
این خروجی ها به تولید آیین، هنر(اسطوره، ادبیات) فن، فلسفه و دانش می انجامد تا به اینجا نه فن از هنر جداست و نه دانش از فلسفه.
سخن، نوشته، اثر:
سخن تا نگفتید در بند شماست و مال شما؛ اما زمانی که گفتید دیگر از بند شما رست و شد متعلق به مخاطب. شما حاصل اندیشه خود را بر اثر اعمال کرده اید و پس از تولد اثر دیگر کاری از دست شما ساخته نیست.
اینک این مخاطب است که نظر خودش را خواهد داد.
نظر مخاطب هم با توجه به زمینه های فرهنگی، سیاسی، فلسفی، نمادشناختی وغیره و غیره خواهد بود.
سخن وقتی ناگفته شده هنوز اندیشه است، یعنی «جنین سخن» اما وقتی گفتید و نوشتید یعنی اندیشه متولد شد، حالا دیگر این نوزاد سخن است، قاطی زبان، قاطی ادبیات.
اینجا مردم بیشتر از شاعر و نویسنده حق انتخاب دارند اما در زمان اندیشه شاعر و نویسنده حق انتخاب دارد.
این همان نظریه رولان بارت است که اثر مولف را پس از تولد اندیشه به داوری مخاطب می سپارد.
✍محمود علی اصغری

برچسب: نویسنده: باربد طباطبایی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:18

صفحه بندی